سایت حاجت

پایگاه هدیه صلوات آنلاین
سایت حاجت

سایت حاجت

پایگاه هدیه صلوات آنلاین

بخش وبلاگ

{افشای مدارک جدیدی از شکنجه های زندان ابوغریب یاد آن حوادث تلخ را تازه کرد}

در شگفتم من، نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟

عجیب حیرت زده ام. هر چه فکر می کنم به جایی نمی رسم. آخر چطور می شود؟ چطور می شود دنیا با دیدن چنین حوادثی باز هم پابرجا باشد. چرا بعد از این حوادث خوشی باز هم معنا دارد؟ چطور بعضی ها می خندند؟ اصلاً چطور به راحتی این حوادث فراموش می شود؟ چرا در خیابان ها نمی ریزند؟ چرا فریاد بِأَیِّ ذَنْبٍ  سر نمی دهند؟

می دانید تجاوز جنسی به زنان زندانی و برهنه کردن و گرفتن عکس از آنها در برابر خانواده و بستگانشان یعنی چه؟ حس مردی را که می داند زنش در زندانی است که در روز بارها مورد تجاوز قرار میگیرد را می دانید؟ حس فرزندی که تعارض به مادرش را می بیند چه؟ حس جوانی که مجبورش کرده اند به مادرش تجاوز کند را درک می کنید؟ زجّه کودکان بی طاقت در اثر تجاوز گرگ صفتان را شنیده اید؟ ... 

مرا طاقت بازنویسی شکنجه های زندان ابوغریب نیست ولی بخشی از نامه خانمی (1) - که طعم آن شکنجه ها را چشید - را در ادامه می آورم و چند لینک از صفحاتی که چنین فجایعی را تا حدی بازگو کرده اند نیز ذکر می کنم:

برای شما از چه بنویسم یا از چه بگویم، از این‌که شکم‌های تمام زنان ابوغریب از زنازادگان آمریکایی برآمده شده یا از ضرب و شتم‌های شدید و ایجاد زخم‌های عمدی در صورت زنان زندانی و ایجاد زخم‌های عمیق و به اصطلاح خودشان یادگاری در صورت زنان بگویم.

زنان ابوغریب هیچ شبی را بدون وحشت مورد تعدی و تجاوز واقع شدن از سوی نظامیان آمریکایی به صبح نرسانده‌اند، آنها بدن‌های ما را برای تفریح و خوشگذرانی خویش تکه تکه می‌کنند و از شدت رنج و وحشت ما لذت می‌برند. آیا می‌توانید تصور کنید که بیش از 9 بار در روز به یک زن تعدی کنند،‌ به همراه من 13 دختر نوجوان عراقی هستند که هرروز در معرض چنین شکنجه‌هایی قرار دارند.

پس از برهنه کردن زندانیان اجازه استفاده از هیچ پوششی به آنها داده نمی‌شود زندانبانان آمریکایی ما را از خواندن نماز باز می‌دارند و پس از برهنه کردنمان دیگر به ما اجازه برتن کردن هیچ لباسی را نمی ‌دهند و من در حالی این نامه را برای آزادگان جهان می‌نویسم که یکی از زنان هم‌ سلولی من به دلیل شدت شکنجه‌ها و تجاوزاتی که در معرض آن قرار داشت، خودکشی کرد.

زنان عراقی با کوبیدن سر خود به دیوار سلول خودکشی می‌کنند. پس از بارها تعدی و تجاوز به دوست هم‌ سلولی توسط یکی از نظامیان آمریکایی چنان از ناحیه سینه و ران مورد ضرب و شتم قرار گرفت که از هوش رفت و وقتی به هوش آمد برای رها شدن از این ننگ و عار آن ‌قدر سر خود را به دیوار کوبید تا سرانجام مغز وی نقش بر دیوار سلول شد ...

 پ.ن (1): هر وقت خودم را جای آن مردی می گذارم که خانم یا مادرش در چنین وضعیتی گرفتار بود، دلم می خواهد از غصّه دق کنم. حال من را فقط مردان با غیرت می فهمند و بس.

پ.ن (2): واقعاً نمی دانم چطور میشود که مردم دنیا به راحتی از امثال این حوادث می گذرند. این حوادث فقط مختص آن موقع نبود. امروزه هم بی صفتان چنینی یافت می شوند که با پشتوانه بی خیالی مردم مردم به راحتی جسارت ها به ناموس مردم می کنند. از جمله حوادث میانمار که در آنجا نیز از جمله چنین بی حرمتی هایی صورت گرفت ولی مردم دنیا چه کردند؟

پ.ن (3): بروید و ببینید چه قضاوت مسخره ای در رابطه با آن افسران آمریکایی بی صفت کرده اند. آخه فقط چند سال زندان؟

پ.ن (4): امان از دل آقای غریبی که همه این مظلومیت ها را می بیند و مجبور است تحمل کند، چون امثال منِ بچه شیعه (صرفاً شیعه اسمی) کسی نبودم که برای ریشه کَن کردن ظلم یاریش کنم.


# پاورقی ها:

(1): فاطمه به‌ جرم داشتن برادری مبارز بازداشت شده بود. فاطمه، خواهر یکی از مردان مقاومت در عراق بود که چون نظامیان آمریکایی به برادرش دست نیافتند، او را به عنوان گروگان به اسارت گرفته و آن‌ قدر تحت شکنجه و آزار و اذیت نظامیان آمریکایی قرار گرفت که به شهادت رسید.


عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم،

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان،

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو،

آواره و دیوانه می کردم.

  • آقای مجازی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
سایت حاجت

وقتی امام عاشقان غائب است
اطاعت از خامنه ای واجب است

نرم افزار هدیه صلوات آنلاین به امام زمان (عج)